هخامنشیان: از کوروش تا تخت جمشید
در کمتر از سی سال، پارسیها از یک دودمان کوچک در فارس به فرمانروای بزرگترین امپراتوری جهان آن زمان رسیدند. این مقاله از کوروش تا سقوط تخت جمشید را دنبال میکند و جدا میکند چه چیزی سند دارد، چه چیزی افسانهی یونانی است و چه چیزی را بعدها به تاریخ چسباندهاند.
در مقالهی قبل دیدیم که آستیاگ، آخرین پادشاه ماد، در سال ۵۵۰ پیش از میلاد به کوروش تحویل داده شد. از آن سال تا ۳۳۰ پیش از میلاد، حدود ۲۲۰ سال، ایران مرکز امپراتوریای بود که از بالکان تا درهی سند کشیده میشد. این امپراتوری را هخامنشیان مینامیم.
کوروش: از ماد تا بابل
کوروش دوم (کوروش بزرگ) از حدود ۵۵۹ تا ۵۳۰ پیش از میلاد پادشاه بود. پس از شکست آستیاگ در ۵۵۰، لیدیا را در ۵۴۶ گرفت و در ۵۳۹ بابل را. نزدیک محل پیروزیاش بر ماد شهری ساخت که پاسارگاد نام دارد و نخستین پایتخت هخامنشی بود.
مهمترین سند از خود آن دوره «استوانهی کوروش» است، استوانهای گلی با خط میخی اکدی، که در ۱۸۷۹ میلادی در بابل پیدا شد و امروز در موزهی بریتانیا است. متنش میگوید مردوک، خدای بابل، کوروش را برگزید و مردم بابل او را با خوشحالی پذیرفتند. ولی پژوهشگران یادآوری میکنند که این متن روایتی از زبان فاتح است و از نبرد اوپیس، که پیش از ورود کوروش رخ داد، چیزی نمیگوید.
گاهی استوانه را «نخستین منشور حقوق بشر» مینامند. این برداشت در دهههای میانهی قرن بیستم رواج یافت، اما بیشتر تاریخدانان آن را نابهجا میدانند. موزهی بریتانیا و پژوهشگران آن را کتیبهی ساختمانی مرسوم میدانند، از همان نوعی که پادشاهان بینالنهرین در بنیاد معبدها میگذاشتند. این متن چیز باارزشی دربارهی شیوهی حکومت کوروش به ما میگوید، یعنی احترام به خدایان و آیینهای محلی. ولی منشور حقوق بشر نیست.
کمبوجیه و نبرد بر سر تاج
پسر کوروش، کمبوجیه دوم، در ۵۲۵ پیش از میلاد مصر را گرفت و بر پسامتیک سوم در پلوزیوم پیروز شد. هرودوت او را دیوانه و بیدین توصیف میکند، اما سند مصری نشان میدهد که او در مراسم خاکسپاری گاو آپیس شرکت کرد، آن هم همچون فرعون. پس تصویر هرودوت دستکم جانبدارانه است.
کمبوجیه در ۵۲۲ مرد. داریوش اول میگوید مردی مغ به نام گئوماته خود را بردیا، برادر کمبوجیه، وانمود کرد و تاج را گرفت و او (داریوش) آن مرد را کشت. بسیاری از پژوهشگران گمان میکنند این روایت را داریوش برای توجیه قدرتگرفتنش ساخته است. این را نمیتوان با قطعیت ثابت کرد؛ تنها منبع ما همان کتیبهی خود داریوش و هرودوت است.
داریوش: ساختن یک دولت
داریوش از ۵۲۲ تا ۴۸۶ پیش از میلاد پادشاه بود. چند سال نخست او صرف سرکوب شورشها شد، و ماجرا را روی صخرهی بیستون ثبت کرد، با متنی به سه زبان عیلامی، اکدی و فارسی باستان. نسخههایی از آن به سراسر امپراتوری فرستاده شد. گفته میشود برای زبان فارسی باستان خطی ویژه ساخته شد.
هرودوت میگوید داریوش بلافاصله ۲۰ ساتراپی (استان) ساخت. پژوهشگران این را «احتمالاً درست نیست» میدانند، چون نظام استانی کمکم شکل گرفت و هند و کیرنه تا ۵۱۵ و ۵۱۳ فتح نشده بودند. ولی روشن است که داریوش نظام مالیاتی منظم و استانهای مالیاتی ساخت. پس از فتح هند سکهی زرین دریک و سکهی سیمین سیگلوس را رواج داد.
جادهی شاهی از شوش تا سارد (در غرب آناتولی) حدود ۲۵۰۰ کیلومتر بود. جادهها از قرنها پیش وجود داشتند، ولی داریوش کاروانسرا و گذرنامهی اداری افزود، بهطوری که مسافر دولتی در مسیر غذا میگرفت. گفته میشود پیکهای سوار در حدود پانزده روز مسیر را طی میکردند. دولت دو زبان اداری داشت: فارسی باستان (زبان دودمان) و آرامی (زبان اداره و ارتباط).
پاسارگاد و تخت جمشید
پاسارگاد حدود ۹۰ کیلومتر شمالشرق شیراز است و در سال ۲۰۰۴ در فهرست جهانی یونسکو ثبت شد. قدیمیترین نمونهی شناختهشدهی باغ چهارباغ ایرانی در آنجا است. آرامگاهی ششپلهای آنجا هست که معمولاً آرامگاه کوروش شمرده میشود، ولی مدرک قطعی برایش نداریم.
تخت جمشید (پارسه) در دشت مرودشت است. قدیمیترین بقایایش به حدود ۵۱۵ پیش از میلاد میرسد و ساخت پلکانش از حدود ۵۱۹ آغاز شده بود. کاخ آپادانا و دروازهی ملتها به داریوش و جانشینانش برمیگردد. از ۱۹۷۹ در فهرست یونسکو است. «لوحهای باروی تخت جمشید» که بایگانی اداری آنجا بودند، از آتش جان به در بردند و امروز بهترین پنجرهی ما به زندگی روزمرهی دولت هخامنشیاند. گاهی میگویند تخت جمشید برای جشن نوروز ساخته شد. این برداشت قدیمی است؛ کارکرد دقیقش هنوز روشن نیست.
جنگ با یونانیان؛ داستان را چه کسی نوشته؟
جنگهای ایران و یونان از ۴۹۹ تا ۴۴۹ پیش از میلاد ادامه داشت. ماراتون در ۴۹۰ را آتنیها بردند. در ۴۸۰ خشایارشا سپاه بزرگی به یونان برد؛ در ترموپیل پیروز شد، ولی ناوگانش در سالامیس شکست خورد و سپاه خشکی در پلاتهآ (۴۷۹) نابود شد. ایرانیان هرگز یونان اصلی را نگرفتند.
نکتهی مهم این است که تقریباً همهی روایتهای مفصل آن جنگها را یونانیان نوشتهاند. از سوی ایران کتیبههای رسمی داریم، ولی روایت جنگی کمی. پس باید با احتیاط خواند. آنچه در منابع یونانی آمده، مثلاً شمار سپاه خشایارشا، را باید با تردید دید.
فروپاشی
امپراتوری در قرن چهارم پیش از میلاد با شورشهایی در مصر و «شورش ساتراپها» (۳۷۲ تا ۳۶۲) تضعیف شد. اردشیر سوم مصر را در ۳۴۳ دوباره گرفت. ولی اسکندر مقدونی در ۳۳۴ (گرانیکوس)، ۳۳۳ (ایسوس) و ۳۳۱ (گوگمل) داریوش سوم را شکست داد. در ۳۳۰ پیش از میلاد تخت جمشید به دست او افتاد و بخش چوبیاش در آتش سوخت. آیا آن آتش تصادفی بود یا انتقامی برای آتن؟ نمیدانیم. داستان اسکندر و ایران را در مقالهی بعد دنبال میکنیم.
اگر سفرتان به فارس افتاد
تخت جمشید و نقش رستم نزدیک مرودشتاند؛ آرامگاه کوروش و پاسارگاد حدود ۹۰ کیلومتر شمالشرق شیراز. شوش در خوزستان است؛ کتیبهی کاخ داریوش در آنجا میگوید مصالح کاخ از هند، لبنان و آسیای میانه آورده شد. بهتر است صبح زود بروید؛ هوای فارس در تابستان گرم است.
منابع
امپراتوری هخامنشی (ویکیپدیا) — استوانهی کوروش (ویکیپدیا) — داریوش بزرگ: سازماندادن به امپراتوری (Livius) — پاسارگاد (ویکیپدیا) — تخت جمشید (ویکیپدیا)