اسکندر و سلوکیان: ایران در دست یونانیان
امپراتوری هخامنشی در چند سال فرو ریخت، ولی ایران در زمان سلوکیان نه محو شد و نه کاملاً یونانی. این مقاله سیر حدود ۱۷۰ سال حکومت سلوکیان بر ایران را دنبال میکند و میگوید از آن دوره چه چیزی واقعاً از زیر خاک درآمده و چه چیزی هنوز حدس است.
در مقالهی قبل، سال ۳۳۰ پیش از میلاد را دیدیم که تخت جمشید به دست اسکندر افتاد. اینجا سؤال این است که بعد از آن چه شد: پس از اسکندر چه بر سر ایران آمد، و جانشینانش چطور آن را اداره کردند؟
اسکندر؛ از گرانیکوس تا تخت جمشید
اسکندر مقدونی سه نبرد بزرگ را با داریوش سوم پشت سر گذاشت: گرانیکوس (۳۳۴ پیش از میلاد)، ایسوس (۳۳۳) و گوگمل نزدیک اربیل (۳۳۱). پس از گوگمل راه ایران باز شد. در زمستان ۳۳۰ اریوبرزن (آریوبرزن) با نیروی کمی درهی «دروازههای پارس» را حدود یک ماه نگه داشت، تا اینکه اسکندر نیروهایش را محاصره کرد و از دره گذشت.
در تخت جمشید، سربازان شهر را غارت کردند و آتشی برخاست. پژوهشگران نمیدانند آتش تصادفی بود (مثلاً در مستی) یا انتقام عمدی برای سوزاندن آکروپولیس آتن در جنگ خشایارشا. هیچیک از منابع اصلی دربارهی این ماجرا، یعنی آریان، پلوتارک، کورتیوس و دیودوروس، همزمان با رویداد نوشته نشده است؛ همه از فاصلهی چند قرن آمدهاند.
داریوش سوم گریخت و در همان سال ۳۳۰ به دست بسوس، ساتراپ باختر، کشته شد. به روایت منابع، اسکندر بعد او را با احترام نظامی به خاک سپرد.
پس از اسکندر: جانشینان
اسکندر در ۳۲۳ پیش از میلاد در بابل درگذشت و فرماندهانش (دیادوخوی) بر سر امپراتوری جنگیدند. در این جنگها آنتیگونوس حدود ۲۵ هزار تالنت از خزانههای هگمتانه، تخت جمشید و شوش برداشت. سلوکوس، یکی از فرماندهان، پس از نبرد غزه در ۳۱۲ پیش از میلاد شرق را در دست گرفت و دولت سلوکی را بنا نهاد.
در آغاز مرکز این دولت بیشتر در بینالنهرین بود (سلوکیه بر دجله) و بعدها انطاکیه در سوریه. ایران برای سلوکیان هستهی سرزمینهای شرقی شمرده میشد، ولی پایتختشان در ایران نبود.
یونانیان در ایران چه کردند؟
سلوکیان شهرهایی با ساکنان یونانی-مقدونی ساختند و به نظامیان زمین میدادند تا در آنها بمانند. بیشترشان در ماد متمرکز بود. زبان یونانی در اداره و سکه رواج یافت و خدایان یونانی گاهی با خدایان ایرانی یکی گرفته شدند.
ولی تأثیرشان تا کجا رفت؟ برخی پژوهشگران میگویند تأثیر هلنی در ایران از نظر گستردگی مهم بود، ولی از نظر عمق و ماندگاری نه. آیینهای ایرانی، بهویژه زرتشتی، در متن جامعه ماندند و بعداً در دورهی اشکانی و ساسانی دوباره قوت گرفتند.
نهاوند و معبد گمشدهی لائودیکه
نهاوند در همدان یکی از جاهایی است که این بحث در آن عینی میشود. در ۱۹۴۳ میلادی کتیبهای یونانی تصادفی پیدا شد که بنا بر ترجمهای از آن، معبدی در زمان آنتیوخوس سوم (۲۲۳ تا ۱۸۷ پیش از میلاد) ساخته شده و آن محل «لائودیکه» نام داشته است. چند مجسمهی کوچک برنزی از خدایان یونانی، یک محراب سنگی و سرستونها و پایهستونهای ایونی هم پیدا شده است.
پس معبد پیدا شده؟ نه. باستانشناسان خودشان میگویند همهی لایهها آشفتهاند و هیچ پلان یا ساختار معبد پیدا نشده. تاریخ سلوکی به ترجمهی همان یک کتیبه تکیه دارد و یکیبودن محل با لائودیکه یک استنباط است. محل محتمل، محلهی دوخواهران در شمالشرق نهاوند است، ولی تأیید قطعی نیازمند کاوش بیشتر است.
از دست رفتن ایران
سلوکیان همیشه شرق را با زور نگه میداشتند. حدود ۲۴۵ پیش از میلاد دیودوتوس، فرماندار باختر، مستقل شد. ساتراپ پارت، آندراگوراس، هم مستقل شد، و در حدود ۲۳۸ آرشک و قبیلهی پرنیها پارت را گرفتند و اشکانیان را بنیاد نهادند. در پارس هم حاکمانی به نام «فراترهدار» کمکم استقلال یافتند.
آنتیوخوس سوم نزدیک ده سال در شرق جنگید و پارت و باختر را دوباره تا حدی مطیع کرد، ولی در ۱۹۰ از روم شکست خورد و برای پرداخت غرامت به دنبال پول بود. گفته میشود در همین سفر معبد آناهیتا در هگمتانه را غارت کرد (حدود ۴۰۰۰ تالنت نقره). او در ۱۸۷ در شرق مرد.
پایان کار در نیمهی قرن دوم رسید: مهرداد اول اشکانی ماد را گرفت و در ۱۴۱ سلوکیه را؛ تا ۱۳۹ دمتریوس دوم سلوکی به اسارت افتاد و فلات ایران به دست اشکانیان افتاد. آنتیوخوس هفتم در ۱۲۹ ماد را پس گرفت، ولی در نبرد هگمتانه کشته شد و این پایان تلاش آنها بود. داستان اشکانیان در مقالهی بعد میآید.
اگر سفرتان به نهاوند یا همدان افتاد
نهاوند و همدان نزدیکاند. نهاوند را میتوان با تپهی هگمتانه در همدان در یک سفر دید. بهخاطر داشته باشید که محل معبد لائودیکه هنوز دیدنی نیست؛ در شهر فقط موزه و آثار پراکنده را میتوانید ببینید.
منابع
امپراتوری سلوکی (ویکیپدیا) — جنگهای اسکندر (ویکیپدیا) — دورهی هلنی (ویکیپدیا) — جستوجوی لائودیکه: معبدی یونانی در نهاوند (Antiquity)